دختری که قید عشقو زده
رفتی؟همه میگن قسمت ولی من میگم به درکککک
 
 
جمعه 11 آذر 1390 :: 12:09 ::  نويسنده : lovers

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...  



خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...



خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن



بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز



اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت



رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که



همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : نمي


خوامت حال فاصله ها جشن میگیرند هلهله ی جدایی را..


 




درباره وبلاگ


سلام من یه دختر سرخوشم 20ساله از....به خودم مربوطه! یه دختر کاملا شاد و سر خوش که بیخیال همه چیم اگه قراره فردا بیفتم فرتی بمیرم باید خنگ باشم دنیارو جدی بگیرم بعضیا که غم دنیارو انداختین رو دوشتون بدونین خدا شونه هارو آفریده که بندازی بالا و بگی بی خیال
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران