|
دختری که قید عشقو زده رفتی؟همه میگن قسمت ولی من میگم به درکککک |
|||
|
جمعه 27 آبان 1390 :: 14:22 :: نويسنده : lovers
خیلی سخته بعد یه مدت تازه بفهمی که دوس داشتنش دروغ بوده ,ولی بازم بهت بگه دوست دارم...........خیلی سخته وقتی که میخوابی طعم واقعی مرگ رو بچشی ,ولی تا که چشماتو باز میکنی ببینی بازم نمردی و یه روز دیگه رو باید با خاطره هاش شروع کنی....ولی اون دیگه پیشت نیس, پیشت نیس ولی انگار هر لحظه کنارته ولی تو پیش اون بودی و هیچ وقت ندیده.......اون به امید اینه که تورو به گریه بندازه........تو اونو بخندونی ولی اون یکی دیگه رو خوشحال کنه.....خیلی سخته بهت بگه دوست دارم ولی نمی خوامت..........میگن با یادش باید زندگی کنی ولی تا کی خوابش رو ببینی؟؟.....میگن ناامید نشو آخه درد ناامیدی رو نکشیدن ......چون ناامیدی و تنهایی و گریه تنها هدیه هایی بوده که اون بهت داده.......ولی تو تموم زندگیتو بهش دادی!
درباره وبلاگ سلام من یه دختر سرخوشم 20ساله از....به خودم مربوطه! یه دختر کاملا شاد و سر خوش که بیخیال همه چیم اگه قراره فردا بیفتم فرتی بمیرم باید خنگ باشم دنیارو جدی بگیرم بعضیا که غم دنیارو انداختین رو دوشتون بدونین خدا شونه هارو آفریده که بندازی بالا و بگی بی خیال آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید